امام صادق عليه السلام فرمود: ابليس به لشكر خود مى گويد: ميان آنان (مردم) حسادت و تجاوزگرى افكنيد زیرا اين دو خصلت نزد خداوند، برابر با شرك است.//// الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 327.
 


  چاپ        ارسال به دوست

معرفی امام باقر(ع) به یک یهودی در کلام پیامبر اسلام(ص)

پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در پاسخ به پرسش يك يهودى فرمود:هنگامى كه مدت امامت على بن حسين تمام شود بعد از او پسرش محمد كه باقر خوانده مى شود عهده دار امامت مى شود.

با تبریک میلاد با برکت پنجمین نور الهی وشکافنده علوم امام محمد باقر(عليه السلام) به بررسی امامت امامت این نورالهی در منابع كلامى و حديثى شيعه می پردازیم .  

امام محمد باقر (عليه السلام) ، روز جمعه اول ماه رجب سال 57 هجرى قمرى ، در شهر مدينه ، چشم به جهان گشود  

پدر امام باقر (عليه السلام) ، امام على بن حسين زين العابدين (عليه السلام) و مادر بزرگوارش ، فاطمه ، دختر امام حسن مجتبى (عليه السلام) است. از اين جهت در ميان اهل بيت (عليهم السلام) او نخستين كسى است كه از نظر نسب پدرى و مادرى ، علوى و فاطمى است و لذا به علوى من علويين وهاشمى من هاشميين معروف است (الارشاد ، ص 158 ؛ اعلام الورى ، ص 498).

كنيه آن حضرت ، ابوجعفر و لقب معروفش باقر و يا باقرالعلوم به معناى شكافنده دانش ها است كه از سوى رسول خدا اين لقب به او داده شده است. پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم به جابر بن عبداللّه انصارى فرمود: اى جابر تو زنده مى مانى تا زمانى كه فرزندم را از نسل حسين به نام محمد كه شكافنده علم دين است ملاقات كنى ، هرگاه وى را ديدى سلام من را به او برسان (كشف الغمه ، ج2 ص 236 ؛ روضة الواعظين ، ص 202).

دوران امامت امام باقر (عليه السلام) نوزده سال و همزمان با زمامدارى وليد بن عبدالملك ، سليمان بن عبدالملك ، عمر بن عبدالعزيز ، يزيد بن عبدالملك ، هشام بن عبدالملك ، وليد بن يزيد و ابراهيم بن وليد ، از خلفاى بنى اميه بود.

آن حضرت در سال 114 هجرى قمرى ، در 57سالگى به وسيله ابراهيم بن عبدالملك مسموم و به شهادت رسيد و پيكر مطهرش در قبرستان بقيع ، شهر مدينه به خاك سپرده شد (دلائل الامامه ، ص 215 ؛ مناقب آل ابوطالب ، ج2 ، ص 227).

*  امامت امام باقر (عليه السلام) در منابع كلامى و حديثى شيعه

 در منابع كلامى و حديثى شيعه ، دلايل متعددى بر امامت امام باقر (عليه السلام اقامه شده كه عبارتند از:

نصوص : رواياتى كه بر امامت امام باقر (عليه السلام) دلالت دارد به چند دسته تقسيم مى شود: دسته اول روايات متواترى است كه فى الجمله امامت دوازده امام را ثابت مى كند و با اثبات امامت دوازده نفر قطع به امامت دوازده امام حاصل مى گردد و كسانى كه امامت دوازده امام را نمى پذيرند امامت را بر خلاف روايات بر عدد مخصوصى منحصر نكرده اند (الاقتصاد ، ص235 236 ؛ مناقب آل ابوطالب ، ج3 ، ص315)

اين روايات از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) با عناوين دوازده امام ، دوازده خليفه و دوازده امير نقل شده است. پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند كه همه آنان از قريش اند (مناقب آل ابوطالب ، ج1 ، ص254 ؛ عيون اخبارالرضا ، ج2 ، ص62)

*اسلام پيوسته با دوازده خليفه عزيز خواهد بود

و نيز نقل شده است كه: اسلام پيوسته با دوازده خليفه كه همگى آنان از قريش اند عزيز خواهد بود (صحيح مسلم ، ج6 ، ص3 ـ4 ؛ مسند احمد ، ج5 ، ص90 ، 93 و 100 ؛ سنن ابوداود ، ج2 ، ص309)

*دوازده امیرقریشی

 و يا فرموده است:بعد از من دوازده امير خواهد آمد كه همه آنان از قريش اند (صحيح بخارى ، ج8 ، ص127 ؛ مسند احمد ، ج5 ، ص92).

* امر امامت همين گونه باشد

در دسته ديگرى از روايات به اسم امام باقر (عليه السلام) تصريح شده است. از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:هر كه بميرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است خداى عز وجل مى فرمايد:اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر و اولياى امر خودتان را ولىّ امر على است و پس از او حسن و پس از او حسين و پس از او على بن حسين و پس از او محمد بن على. سپس امر امامت همين گونه باشد (اصول كافى ، ج2 ، ص21)

*امامت باقرالعلوم در پاسخ به يك يهودى

و نيز پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در پاسخ يك يهودى فرمود:هنگامى كه مدت امامت على بن حسين تمام شود بعد از او پسرش محمد كه باقر خوانده مى شود عهده دار امامت مى شود (كفاية الأثر ، ص58).

از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده است كه يخرج من صلب على ولدا سميّى وأشبه الناس بى ، علمه علمى وحكمه حكمى وهو الإمام والحجة بعد أبيه؛ از نسل على بن حسين ، فرزندى متولد خواهد شد كه هم نام من و شبيه ترين مردم به من است ، علم او علم و دانش من و حكم او حكم من است و او امام وحجت بعد از پدرش خواهد بود (همان ، ص 302 ؛ الصراط المستقيم ، ج2 ، ص 120 ؛ غاية المرام ، ج2 ، ص 225).

*وصایت امام سجاد (عليه السلام) به امامت فرزندش

امام سجاد (عليه السلام) نيز در چندين مورد بر وصايت و امامت فرزندش بعد از خود تصريح كرده است. جابر مى گويد: بر امام على بن حسين (عليه السلام) وارد شدم ، ديدم پسرى در كنارش حضور دارد ، پرسيدم اين پسر كيست؟ حضرت فرمود: هذا ابنى وصاحب الأمر بعدى محمد الباقر ؛ اين فرزندم و امام بعد از من محمد باقر است (امالى صدوق ، ص 435) در جاى ديگر نيز امام سجاد (عليه السلام) مى فرمايد: انّه وصىّ ووارثى وعيبة علمى ومعدن العلم وباقر العلم ؛ او وصى و وارث من و ظرف دانش من و محل جوشش علم و حلم من و شكافنده علم است (كفاية الاثر ، ص 243).

در حديث ديگر امام سجاد (عليه السلام) خطاب به فرزندش مى فرمايد: بُنىَّ انى جعلتك خليفتى من بعدى ، فرزندم من تو را جانشين بعد از خود قرار دادم. (همان ، ص 241 ؛ بحارالانوار ، ج46 ، ص 231).

 عصمت: دليل ديگر بر اثبات امامت امام محمد باقر (عليه السلام) عصمت آن حضرت است. بر اساس دلايل عقلى و نقلى ، امام مى بايد از هرگونه خطا و اشتباه فكرى و عملى مصون باشد ، تا بتواند همانند پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) الگو و اسوه ديگران باشد وگفتار ورفتارش براى ديگران حجت شرعى محسوب شود. در آن عصر هيچ فرد ديگرى ادعاى عصمت نكرده است و تنها ايشان واجد مقام عصمت بوده است (تقريب المعارف ، ص 116).

 *افضليت: به حكم عقل و خرد

  كسى مى بايد امام و پيشواى امت باشد كه از نظر كمالات علمى و اخلاقى ، افضل و برتر از ديگران است. از اين نظر امام باقر (عليه السلام) در مقايسه با همه معاصران خود از هر جهت افضل دوران خود بوده است و بسيارى از علما و بزرگان اهل سنت نيز بدان اعتراف كرده اند ، كه به چند نمونه اشاره مى شود:

عبداللّه بن عطاء مكى ، از دانشمندان بزرگ معاصر امام باقر (عليه السلام) در مورد عظمت شخصيت امام باقر (عليه السلام) مى گويد: من هيچ كس را نديدم كه به اندازه ابى جعفر باقر ، علما و دانشمندان اين گونه در مقابل عظمت وى حقير و كوچك شمرده شود ، من ديدم شخصيت هاى بزرگ علمى چون حكم بن عيينه را كه همانند كودك نوآموز در برابر استادش در مقابل ابوجعفر ، زانو زده است (تاريخ دمشق ، ج54 ، ص 278).

ابن خلكان ، كه از مشاهير علماى اهل سنت است در مورد مقام علمى امام باقر (عليه السلام مى گويد: وكان الباقر عالماً سيداً كبيراً ؛ ابوجعفر باقر ، عالم بزرگ و شخصيت سترگ بود وى را بدين جهت باقر مى گفتند كه عرصه هاى علم و دانش را شكافته و علم را گسترش داد. (وفيات الاعيان ، ج3 ، ص 314).

شهاب الدين ، احمد بن حجر هيثمى مى گويد: ابوجعفر باقر ، امام و پيشواى بزرگى است كه از نظر جلالت و فضل ، همگان بر آن اتفاق نظر دارند ، وى لايه هاى پنهان معارف و حقايق احكام دين را آشكار نمود ، به همين جهت وى به باقرالعلوم و شكافنده دانش ها شهرت يافت و از نظر صفاى قلب ، ذكاوت علمى ، طهارت نفس و شرافت خلق ، سرآمد همگان بود (الصواعق المحرقه ، ص 124).

عبداللّه بن حجازى ، مشهور به شرقاوى از علماى بزرگ الازهر مصر ، مى گويد: امام باقر (عليه السلام) داناترين شخص زمان خود بود و در فهم تفسير قرآن و حديث و فقه ، احدى با او برابرى نمى كرد. و نيز افرادى مثل احمد بن سنان دمشقى صاحب كتاب اخبار الدول ، ابن العماد حنبلى مؤلف شذرات الذهب و... هر كدام به برترى مقام و فضل علمى امام باقر (عليه السلام) اعتراف كرده اند (شرح احقاق الحق ، ج12 ، ص 161).

* معجزات ودلایل اثبات مقام امام باقر (عليه السلام)

 معجزاتى است كه در موارد زيادى از آن حضرت صادر شده است و از طرفى او مدعى امامت نيز بود. معجزه همان گونه كه ادعاى نبوت را اثبات مى كند ادعاى امامت را نيز اثبات مى كند. ابوبصير صحابوخاص آن حضرت ، نقل مى كند: هنگامى كه نابينا شدم به محضر امام باقر (صلى الله عليه وآله وسلم) عرض كردم شما وارث رسول اللّه ايد و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم وارث همه انبيا بود و علم همه پيامبران را يكجا داشت ، آيا شما مى توانيد مردگان را زنده كنيد و بيمارى كور و پيسى را درمان نماييد؟ حضرت فرمود: بلى با اذن خدا ، سپس به من نزديك شد و دست مباركش را به صورت و چشمانم ماليد ، ناگهان من بينايى را باز يافتم و اطرافم را مشاهده نمودم. آن گاه امام (عليه السلام به من فرمود: آيا مى خواهى اين گونه بينا باشى و هر چه نصيب ديگران از خوبى و بدى شد نصيب شما نيز بشود يا اين كه به حال اول برگردى و بهشتى خالص باشى؟ گفتم مى خواهم به حال قبلى برگردم و اهل بهشت باشم. حضرت بر چشمانم مسح نمود و به حالت قبل برگشت (مناقب ، ج4 ، ص 200).

در حديث ديگر ، ابوبصير نقل مى كند: همراه امام باقر (عليه السلام) در مراسم حج بودم ، احساس كردم كه جمعيت حاجيان زياد است و شور و ولوله زيادى دارد ،به محضر امام باقر (عليه السلام) عرض كردم:چه قدر سر و صدا زياد است و جمعيت حاجيان فراوان؟ حضرت در پاسخ فرمود: بلكه چه قدر ضجه و ناله زياد است و حاجى كم اند ، بعد فرمود: مى خواهى آنچه را گفتم با چشم ببينى؟ پس بر چشمانم مسح نمود و فرمود: ببين ؛ به سـوى حجـاج نگـاه كـردم ديـدم كه بيشتر مردم به صورت بوزينه ها و خـوك ها هستنـد و انسـان ها در ميان آنان اندك اند (دعائم الاسلام ، ج1 ، ص 78 ؛ عيون المعجزات ، ص 68 ؛ مناقب ، ج3 ، ص 318) و موارد مشابه آن كه در كتب معتبر روائى ، تفصيلاً نقل شده است ( دلائل الامامه ، ص 218 ؛ مناقب ، ج3 ، ص 241).

 منابع:

(1) اعلام الورى باعلام الهدى ، طبرسى ، فضل بن حسن، تحقيق: مؤسسة آل البيت ، انتشارات ستاره ، قم ؛

(2) 1417ق ، الارشاد ، مفيد ، محمد بن محمد بن نعمان العكبرى البغدادى (وفات413ق) ، دارالمفيد ، بيروت لبنان ، 1414ق ـ 1992م ؛

(3) الاقتصاد ، طوسى ، محمد بن حسن ، مكتبة چهلستون ،قم ، 1400ق ؛

(4) الامالى ، صدوق ، محمد بن على بن الحسين ، تحقيق و نشر: مؤسسة البعثة ، قم ، 1417ق ؛

(5) بحارالانوار ، مجلسى ، محمدباقر (وفات1111ق) ، تحقيق: يحيى العابدي ، مؤسسة الوفاء ، بيروت ، لبنان ،1403ق ـ 1982م ؛

(6) تاريخ دمشق ، ابن عساكر، على بن حسين، (وفات571) تحقيق: على شيرى ، دارالفكر للطباعة والنشر ، بيروت ، لبنان ، 1415ق ؛

(7) تقريب المعارف ، حلبى ، ابوالصلاح ، تقى الدين بن نجم (وفات 374ق) ، تحقيق: رضا استادى ، بى جا ، 1363هـ.ش ؛

(8) دعائم الإسلام ، قاضى النعمان المغربى ، نعمان بن محمد بن منصور (وفات 363ق) ، تحقيق: آصف بن على اصغر فيضى ، دار المعارف ، قاهره ، 1963م ؛

(9) دلائل الامامة ، طبرى ، محمد بن جرير (وفات قرن 4) تحقيق و چاپ مؤسسة البعثة ، قم ، 1413 ؛

(10) روضة الواعظين ، فتال نيشابورى، محمد بن فتال (وفات 508) ، تحقيق: سيد محمد بن مهدى الفتال ، منشورات رضى ، قم ؛

(11) سنن ابوداود ، سجستانى ، سليمان بن اشعث ، دارالفكر ، بيروت ، 1410ق ؛

(12) شرح احقاق الحق ، المرعشى التسترى ، قاضى نوراللّه الحسينى (1411ق) تحقيق: سيد شهاب الدين مرعشى النجفى ، چاپ كتابخانه آية اللّه مرعشى نجفى ، قم ؛

(13) صحيح بخارى ، بخارى ، محمد بن اسماعيل ، دارالفكر للطباعة والنشر ،بيروت ، 1401ق ؛

(14) صحيح مسلم ، نيشابورى ، مسلم بن حجاج ، بيروت ، دارالفكر ، بى تا ؛

(15) الصراط المستقيم ، العاملى النباطى ، زين الدين على بن يونس (وفات 877ق) تحقيق و تعليق: محمد باقر بهبودى ، چاپ المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية ، النجف الأشرف ؛

(16) الصواعق المحرقة ، هيثمى ، ابن حجر ، احمد بن محمد972هـ ، مؤسسة الرسالة ، بيروت ، 1417. الكافى ، كلينى ، محمد بن يعقوب بن اسحاق الرازي (وفات329ق) ، دارالكتب الاسلاميه ،تهران، 1363ق ؛

(17) عيون المعجزات ، حسين بن عبدالوهاب (وفات قرن 5) چاپ 1369 ، الحيدرية ، نجف ؛

(18) غاية المرام ، بحرانى، سيد هاشم، بى تا ؛

(19) كشف الغمه فى معرفة الأئمّة ، اربلى ، ابوالفتح ، على بن عيسى (وفات693ق) دارالاضواء ، بيروت ، لبنان ، 1405ق 1985م ؛

(20) كفاية الأثر ، خزاز القمى ، على بن محمد بن على ، تحقيق: سيد عبداللطيف حسينى كوهكمرى خوئى ، انتشارات بيدار ، قم ، 1401هـ.ق ؛

(21) مسند احمد ، احمد بن حنبل ، بيروت ، دار صادر ؛

(22) مناقب آل ابوطالب ، ابن شهر آشوب ، ابوعبداللّه محمد بن على (وفات588ق) الحيدرية ، نجف ؛

(23) وفيات الأعيان ، ابن خلكان، شمس الدين (وفات 681ق) تحقيق: احسان عباسى ، دارالثقافة ، بيروت.؛

 منبع: دانشنامه کلام اسلامی    - قنبرعلى صمدى


١٠:٢٢ - يکشنبه ٢٢ فروردين ١٣٩٥    /    عدد : ٦٣٥٦٨    /    تعداد نمایش : ٢٤٢


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید: